تبليغاتX
نانازها

 

 

روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ،

 

حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به

 

ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد

 

و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس

 

حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 20:17  توسط لیلا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره نانازها
دل من دیر زمانیست که می پندارد :
دوستی نیز گلی است
مثل نیلوفر وناز
ساقه ی ترد وظریفی دارد
بی گمان سنگ دل است آن که روا می دارد
جان این ساقه ی نازک را
_دانسته_
بیازارد!

یادش بخیر
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
نویسندگان ناناز
زهره
لیلا
سولماز
شیوا
ایلناز
تامای
سمیرا
دوستان ناز ما
محله ی شلوغ
زمزمه های دلتنگی
عشق من مرد من
شرح پریشانی
دوست دارم
نسیم عشق
خالی از نقدم...
اشکهای شبونه
مسافر
سلام گل به تو ای گل نشونم
Princess of Daknessr
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
>