![]() |
![]() |
|
|
امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشین با موفقیت.راستی سمیرا جون بهت تبریک میگم ایشاالله مال خودت |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 14:24 توسط ایلناز |
|
|
خیلی دوستتون دارم.... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 14:14 توسط ایلناز |
|
همیشه هر هفتاتونو دوست داشتم و خواهم داشت..... می دونین خیلی دلم گرفته...پس کی مییاین اینجا دلم واستون تنگ شده...زهره از روی سولماز ببوس به همه هم سلام برسون .....هیشکی منو دوس نداره
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 14:18 توسط ایلناز |
|
|
خدایا به من زیستن عطا کن
که در لحظه ی مرگ........ بربی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم ........ و مردن عطا کن.. که بر بیهودگی اش سو گوار نباشم "دکتر شهیدعلی شریعتی"
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آذر 1384ساعت 14:21 توسط ایلناز |
|
|
در دياري كه در آن نيست كسي يار كسي
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آذر 1384ساعت 14:5 توسط ایلناز |
|
|
خيلی وقتها خداآدمها رو به نگاه کردن دعوت ميکنه ولی حيف که ما آدمها خوب نگاه کردنو بلد نيستيم هيچ..........
وقت عادت نمی کنيم نگاههايمان رو عوض کنيم! تعجب کنيم!ذوق زده شيم و هيچوقت باور نميکنيم خدا همين نزديکيهاست؛توی همين چهار ديواری
کوچک ما! يا شايد هم نزديکتر؛کنار قلب تک تک ما. |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آذر 1384ساعت 14:2 توسط ایلناز |
|
|
روزی توخواهی پرسید از من:
که چه چیزی مهم است برای تو؟ من یا زندگیی ات؟ و من پاسخ خواهم داد زندگیم... و تو خواهی رفت و ترک خواهی کرد مرا بدون اینکه بدانی تویی تمام زندگییم.... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 14:34 توسط ایلناز |
|
|
مترسك,دخترك,شاليزار
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 15:46 توسط ایلناز |
|
|
اینکه "عاشق چه باشیم"اساسی ترین مسا له بشری است.
و اگر پاسخ این باشد"به هر آنچه هست عشق بورز" در می یابیم که جهان پیرامون به همین ترتیب عشق می ورزد و هیچ غشق ورزیدن دیگری نیست که جاودانه باشد یا جهان پیرامون آن را بشناسد.... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 10:20 توسط ایلناز |
|
|
اندیشیدن درباره خویشتن خویشم بدانگونه که هستم. اندیشیدن به جنبه های زشتم. اندیشیدن به جنبه های زیبایم.در شگفت شدن از آنها. چه آغازی می تواند محکم تر و استوارتر از این باشد؟ از چه چیزی می توانم رشد خود را آ غاز کنم؟ جز از خویشتن خویشم..... (ماری هاسکل) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 10:14 توسط ایلناز |
|
|
تو;روش وايستادي وداري با تمام وجودت خداتو فرياد مي زني :
گذاشتي;خيس شدي و مي خواي خودتو خيس تر از اينا خيس چه.....
كنه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 10:2 توسط ایلناز |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 9:35 توسط ایلناز |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 8:56 توسط ایلناز |
|
|
انسان می تواند بی انکه انسان بزرگی باشد
انساني آزاده باشد اما هيچ انساني نمي نواند بي انكه ازاد باشد انسان بزرگي باشد جبران |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 12:37 توسط ایلناز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره نانازها |
دل من دیر زمانیست که می پندارد :
دوستی نیز گلی است مثل نیلوفر وناز ساقه ی ترد وظریفی دارد بی گمان سنگ دل است آن که روا می دارد جان این ساقه ی نازک را _دانسته_ بیازارد! |
| یادش بخیر |
|
مرداد 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
| نویسندگان ناناز |
|
زهره لیلا سولماز شیوا ایلناز تامای سمیرا |
| دوستان ناز ما |
|
محله ی شلوغ زمزمه های دلتنگی عشق من مرد من شرح پریشانی دوست دارم نسیم عشق خالی از نقدم... اشکهای شبونه مسافر سلام گل به تو ای گل نشونم Princess of Daknessr |
|
RSS
|

