![]() |
![]() |
|
|
بوی باران بوی سبزه بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک آسمان آبی وابر سپید برگ های سبز بید عطر نرگس رقص باد نغمه ی شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست... نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار..... دوستای نازم عیدتون مبارک.امیدوارم سال ۸۵ سال مملو از شادی وموفقیت برای شما و خانواده هاتون باشه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 16:38 توسط زهره |
|
|
سلام دوستای عزیز و گلم
خیلی دوستتون دارم ودلم برا همتون تنگ شده. می خواستم چند تا نکته رو همینجا یاد آور شم براتون: عزیزان سعی کنید در هر بار به روز کردن وبلاگ فقط یک مطلب بنویسید.تا خوانندگان بتونن همه رو بخونن و نظر بدن و شما هم به اندازه ی کافی مطلب برای دفعه های بعد داشته باشین . سعی کنید به وبلاگ دوستانی که به ۷تا ناز سر می زنند و در قسمت مطلب شما نظر میدن خودتون سر بزنین . فدای همتون.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 1:29 توسط زهره |
|
|
آن کسی که در پناه خداوند است دائما با آگاهی از حضور او زندگی می کند.با چشمانی آرام دنیا را می نگردبا همه در آرامش به سر می برد . وذهن آرام را هیچ چیز آشفته نمی کند و با پشت کردن به خوب وبد هرآنچه را که پیش می آید به عنوان خواست خداوند می پذیرد ازهمه تعلقات آزاد و ایمانش استوار وقلبش مالامال از اخلاص است پس بیایید اینچنین باشیم وبه خدا توکل کنیم. که یادش آرامش دلهایمان خواهد بود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 13:10 توسط زهره |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم دی 1384ساعت 14:9 توسط زهره |
|
واژه را از خواب فراموشی بیدار خواهم کرد دسته گلی از یاس و باران برایت خواهم چید نقش لبخند را بر چهره ات خواهم پاشید تا جرات نوشتن این سطر لرزان را پیدا کنم خاطره ی شیرین آخرین دیدار ۱ دی ماه سالروز تولدت مبارک |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 10:10 توسط زهره |
|
سلام دوستان امیدوارم شب یلدای خوبی داشته باشین.و در کنار خانواده بهتون خوش بگذره. فقط مواظب باشید زیاد پر خوری نکنید. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 10:35 توسط زهره |
|
|
به خاطر داشته باش خداوند همه ی ما را دعوت کرده واز آنجا که او "حقیقت مطلق"است نمی توانیم به دعوت او شک کنیم.خداوند میگوید :"ای تشنگان به سوی من آیید تا سیرابتان کنم." اگر دعوت تنها برای عده ای خاص بود خداوند می گفت :"ای کسانی که طالبید به سوی من بیایید زیرا چیزی برای از دست دادن ندارید اما من آب را تنها برای آنها که آماده اند مهیا می کنم ." خداوند هیچ شرطی را تحمیل نمی کند.تنها کافی است بخواهید و گام بردارید تا همگی از "آب حیات" موجود در "عشق"او سیراب شوید. پائلو کوئلو |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 23:2 توسط زهره |
|
|
ایلناز عزیزم باعث شرمندگیه که باید اینجا برات پیغام بگذارم روزا یه کم حال ندارم در گیره چیه!دختر خاله هام که همون طرفان خودت می دونی که اونام درگیرن.اون دوتا شیطونم که اصلا افتخار نمیدن لااقل یه سر به وبلاگ بزنن البته گویا تا جمعه که درگیره درس بودن وگرنه ما همه خیلی دوستت داریم اینو خودت خوب میدونی آدم نمی فهمه روزاش چطوری می گذرنند (برخلاف تصوری که قبلا داشت)آخه عزیزم مگه میشه مهربونیهای تو رو کسی فراموش کنه مگر اینکه لیاقت محبت ودر واقع هیچی رو ندارن). مواظب خودت باش عزیزم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 15:57 توسط زهره |
|
بهتر است بخش کوچکی از یک چیز بزرگ باشیم تا بخش بزرگی از یک چیز کوچک |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 0:15 توسط زهره |
|
|
تا سپیده گلهای یاس را شبها میان بستر خود می پراکنم آنگاه تا سپیده دم انگار با توام! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 23:18 توسط زهره |
|
عشق سوختن نیست.۱
تو بگو |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 10:12 توسط زهره |
|
|
می خوام از باغ بزرگ آسمون سبدی پرا زستاره بردارم واسه اینکه تن تو زخمی نشه رختی از مخمل ابرها بیارم دوست دارم هزار هزار ستاره ی دنباله دار شبی که عروس میشم تور سپید من باشه چه قشنگه که آدم خواب های خوب خوب ببینه کاشکی زندگی همیشه مثل حرف زدن باشه اگه خوابم نباشه دق می کنم این سرابم نباشه دق می کنم
(شهیار قنبری) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 12:28 توسط زهره |
|
|
سلام خدمت همه ی دوستان عزیز
من نمی دونم جریان این بلاگفا چیه؟چرا بروبچه هاش اینقدر بی وفان؟ یادش به خیر اون موقعها که تو میهن بلاگ سایت داشتیم دوستان همه سر میزدن نظر میدادن با هم بحث می کردیم ولی اینجا خبری از رفاقت نیست!خبری از هم فکری و گفتگو نیست!فکر می کنید چرا اینطوریه؟؟؟؟ ( مدیریت ۷تا ناز ) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 21:59 توسط زهره |
|
|
چند جمله ی برگزیده از متن نامه ای به قلبم: ای قلب !هرگز تورا محکوم ویا سرزنش نخواهم کرد واز آنچه که تو می گویی شرمنده نیستم. می دانم که تو فرزند دردانه ی خداوند هستی و او با تشعشع نور عشق وعظمت خود تورا محافظت می کند . ای قلب!به تو ایمان کامل دارم وهوادار تو هستم.در دعاهایم همیشه از خداوند برایت تقاضای نعمت ودریافت کمک وحمایت مورد نیازت را دارم. به تو ایمان کامل دارم و می دانم که عشقت را با آن کس که به آن نیازمند است واستحقا ق آن را دارد تقسیم می کنی.راه من راه توست و با هم به سوی روح مقدس گام بر می داریم. از تو می خواهم به من اعتماد کنی. بدان که دوستت دارم و می کوشم همه ی آزادی را که برای ادامه ی تپش شادمانه ات در سینه ام طلب می کنی به تو بدهم. همه ی سعی ام را خواهم کرد که هرگز از حضور من در اطرا فت احساس عدم آسایش نداشته باشی.
(پائلو کوئلو)
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 0:35 توسط زهره |
|
|
برای دوستی که با نام یک دوست (در بخش نظرخواهی 7گام رسیدن به اعتماد به نفس)
خودشان را به ما معرفی کرده بودند: بی شک همه ی ما میدانیم که دوستی هزارا ن اصل دارد نه 7 ا صل ولی چون این دوست عزیز 7 ا صل را پرسیده بودند فعلا به همین 7 ا صل اکتفا می کنیم : مشخصات یک دوست خوب: 1. تو را همان گونه که هستی می پذیرد. 2. وجود او حال و هوای تو را تغییر می دهد. 3. وقتی که نیاز به شنیدن حقیقت دارید آن را برایتان بازگو می کند. 4. برایت ارزش قائل است . 5. چیزهای خوبی درباره ی تو می گوید. 6. تو را دوست دارد برای آنچه که هستی. 7.از خطا یت چشم می پوشد. و مهمتر از همه نمک را خورده نمکدان را نمی شکند. شما که خود را یک دوست معرفی کرده اید دا رای این خصوصیا ت هستید ؟؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 5:13 توسط زهره |
|
|
مشیری |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 15:10 توسط زهره |
|
|
عشق به تعبیر افلاطون میل و جنبش به سوی یکی شدن عشق نامیده میشود. عشق چیز پاک و مقد سی است.وقتی عاشقی هیچ چیز برایت اهمیت ندارد جز معشوق..
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت 17:18 توسط زهره |
|
|
واین داستانی هزاران ساله است که از ماهیگیران شنیده ام.
زیبای وحشی... زن: سحر, چون می روی درکام امواج. کند تاب مرا,هجر تو تاراج. ماهیگیر:منم یک مرد ماهیگیر ساده, خدا نان مرا در آب داده! زن:تو را دریا فرو کوبیده,صد بار ازین زیبای وحشی دست بردار! ماهیگیر:جو می خواندم این امواج از دور; همه عشقم ,همه شوقم ,همه شور. زن:فریبش را نخور ای مرد,زین بیش,
به گردابش,به توفانش بیندیش! ماهیگیر:نمی ترسم,نمی پرهیزم از کار, به امیدتو,می آیم دگر بار! زن:اگر ازجان نمی ترسی درین راه, بیاور گوهری,رخشنده,جون ماه. بشوی از خانه ات فقر وسیاهی که مروارید نیکوتر ز ماهی! ماهیگیر:زعشقم گوهری تابنده تر نیست. سزاوار تو زین خوش تر گهر نیست. ولیکن تا نباشم شرمسارت; فروزان گوهری آرم,نثارت! زنی خاموش, در ساحل نشسته. به آن زیبای وحشی چشم بسته. بر او هر روز چون سالی گذشته ست. هنوز آن مرد عاشق برنگشته ست! نه تنها گوهری در دام ننشست, که عشقی پاک گوهر رفت از دست! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 0:28 توسط زهره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره نانازها |
دل من دیر زمانیست که می پندارد :
دوستی نیز گلی است مثل نیلوفر وناز ساقه ی ترد وظریفی دارد بی گمان سنگ دل است آن که روا می دارد جان این ساقه ی نازک را _دانسته_ بیازارد! |
| یادش بخیر |
|
مرداد 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
| نویسندگان ناناز |
|
زهره لیلا سولماز شیوا ایلناز تامای سمیرا |
| دوستان ناز ما |
|
محله ی شلوغ زمزمه های دلتنگی عشق من مرد من شرح پریشانی دوست دارم نسیم عشق خالی از نقدم... اشکهای شبونه مسافر سلام گل به تو ای گل نشونم Princess of Daknessr |
|
RSS
|

