![]() |
![]() |
|
|
تا سپیده گلهای یاس را شبها میان بستر خود می پراکنم آنگاه تا سپیده دم انگار با توام! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 23:18 توسط زهره |
|
عشق سوختن نیست.۱
تو بگو |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 10:12 توسط زهره |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 14:31 توسط سولماز |
|
|
می خوام از باغ بزرگ آسمون سبدی پرا زستاره بردارم واسه اینکه تن تو زخمی نشه رختی از مخمل ابرها بیارم دوست دارم هزار هزار ستاره ی دنباله دار شبی که عروس میشم تور سپید من باشه چه قشنگه که آدم خواب های خوب خوب ببینه کاشکی زندگی همیشه مثل حرف زدن باشه اگه خوابم نباشه دق می کنم این سرابم نباشه دق می کنم
(شهیار قنبری) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 12:28 توسط زهره |
|
|
سلام خدمت همه ی دوستان عزیز
من نمی دونم جریان این بلاگفا چیه؟چرا بروبچه هاش اینقدر بی وفان؟ یادش به خیر اون موقعها که تو میهن بلاگ سایت داشتیم دوستان همه سر میزدن نظر میدادن با هم بحث می کردیم ولی اینجا خبری از رفاقت نیست!خبری از هم فکری و گفتگو نیست!فکر می کنید چرا اینطوریه؟؟؟؟ ( مدیریت ۷تا ناز ) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 21:59 توسط زهره |
|
|
مترسك,دخترك,شاليزار
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 15:46 توسط ایلناز |
|
|
چند جمله ی برگزیده از متن نامه ای به قلبم: ای قلب !هرگز تورا محکوم ویا سرزنش نخواهم کرد واز آنچه که تو می گویی شرمنده نیستم. می دانم که تو فرزند دردانه ی خداوند هستی و او با تشعشع نور عشق وعظمت خود تورا محافظت می کند . ای قلب!به تو ایمان کامل دارم وهوادار تو هستم.در دعاهایم همیشه از خداوند برایت تقاضای نعمت ودریافت کمک وحمایت مورد نیازت را دارم. به تو ایمان کامل دارم و می دانم که عشقت را با آن کس که به آن نیازمند است واستحقا ق آن را دارد تقسیم می کنی.راه من راه توست و با هم به سوی روح مقدس گام بر می داریم. از تو می خواهم به من اعتماد کنی. بدان که دوستت دارم و می کوشم همه ی آزادی را که برای ادامه ی تپش شادمانه ات در سینه ام طلب می کنی به تو بدهم. همه ی سعی ام را خواهم کرد که هرگز از حضور من در اطرا فت احساس عدم آسایش نداشته باشی.
(پائلو کوئلو)
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 0:35 توسط زهره |
|
|
امـا يـك عشـق سـالـم چگونه عشقي است: 1- عشقي است كه رشد فردي را در پي دارد- در مقابل تفكر وسواس گونه در رابطه. 2- عشقي است كه فرد در آن تمايل و فضاي كافي براي رشـد و پـيشرفـت فـرد مـقـابـل خـــود قائل باشد- در مقابل امنيت و آسودگي بصورت يكنواخت و آنكه شـدت نـيـاز گـواه بـر عشق واقعي است.
۳ـ عشقي است كه منافع مجزا، معاشرت با دوستان ديـگر و بـرقـراري روابـط مـعني دار ديگر در آن جايز باشد- در مقابل زندگي اجتماعي مـحـدود و بـي تـوجـهـي بـه دوسـتـان قديمي.
4- عشقي است كه دو فرد يكديگر را به پيشرفت تشويق مي كـنـند- در مقابل غرق در رفتار طرف مقابل و وحشت از تغيير و پيشرفت ديگري.
5- عشقي است كه در آن اعتماد كافي موجود باشد- در برابر حسادت، تـملك جويي و ترس از رقابت.
6- عشـقـي اســت كه فرديت هر دو فرد از سوي هر دو مورد پذيرش و احترام اسـت- در مقابل تلاش در تغيير ديگري مطابق تصورات خيالي خود.
7- عشقي است كه رابطه با تمام جوانب واقعيت سرو كار دارد- در مــقابل رابطه اي كه بر پايه توهمات و اجنناب از موضوعات ناخوشايند است.
8- عشـقـي اسـت كـه دو طــرف از خودشان مراقبت مي كـنـند و حالت هيجاني دو فرد وابسته به خلق خوي طرف مقابل نمي باشد- در برابر انتظار از فرد مـــقابل براي برطرف كردن تمام مشكلات و نجات وي.
9- عشقي است كه توجه و نگراني سالم و به اندازه نسبت بـه شـريـك زنـدگـي توام با دادن آزادي در آن برقرار است- در برابر غرق در احساسات و مشكلات فرد مقابل.
10- عشـقي است كه دو طرف توانايي لذت بردن از تنهايي را دارا مي باشند -در بـرابـر عجز در تحمل تنهايي.
11- عشقي است كه رابطه جنسي در آن يك انتخاب آزادانه و نشـات يـافتـه از رفاقت و علاقه دو طرف ميباشد- در برابر فشار در برقراري رابــطه جنسي به خاطر عدم احساس امنيت، ترس و نياز به ارضاي فوري. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 15:35 توسط شیوا |
|
|
۱ـ سعی کنيد تنها يک درصد بيشتر از حد طبيعی و معمولی عاشق پيشه باشيد . سپس خودتان
درک خواهيد کرد که همين يک درصد شما را قادر می سازد تا صد در صد در روابط عاشقانه
تان موفق باشيد .... اين موضوع را امتحان کنيد و نتيجه اش را ببينيد .
۲ـ عشق درباره هر چيز کوچک نيز صادق است شما نبايد يکباره و به طور ناگهانی عاشق
بشويد ( ممکن است طرف مقابل احساس کند ديوانه شده ايد ... ) در عوض از اين روشها بهره
بگيريد : روزی يکبار و يا هر لحظه حالت عاشقانه جديدی بگيريد و ... با اين روش قادر خواهيد
بود بيشتر عاشق پيشه باشيد .... نمی توانيد ؟؟ ۳ـآيا دلتان می خواهد معشوقتان هر لحظه عاشق پيشه تر شود ؟ پس بهتر است تمامی چيزهايی
که به طور استاندارد در زندگی وجود دارد برايش فراهم آوريد . ۴ـتمام مردم توقع دارند که روز سطح زندگيشان بالاتر برود و پيشرفت و ترقی کنند . اين
موضوع را فيزيک دانان نيز روز به ثابت کرده اند .
۵ـ با سليقه خودتان کارت تبريک های جالبی برايش درست کنيد . مهم نيست که کارت تبريک
شما کاملا حرفه ای باشد ، بلکه شما حتما بايد احساس قلبی تان را به اونشان دهید
۶ـ مخفی گاهی برای پنهان کردن هدايای عاشقانه ای که قصد داريد به او بدهيد داشته باشيد
مثلا زير بالش ، داخل دستکش ، در کيف اسناد ، در کشوی جورابها
۷ـ در روابط عاشقانه خودتان همانند يک آرتيست باشید
۸ـ هميشه رفتارهای عاشقانه منحصر به فرد داشته باشيد . مثلا بر روی صد تکه کاغذ به طور
جداگانه جملات عاشقانه برايش بنويسيد ، با اين کار احساسش را تکان دهيد .... هر هفته يکی
از اين کاغذ ها را به طور اتفاقی سر راهش قرار دهيد .
۹ـ همواره برای دريافت کردن اظهار علاقه های بی موقع آمادگی داشته باشيد . ۱۰ـ در يک مهمانی دوستانه از حضار بخواهيد به افتخار نامزد شما کف بزنند . ۱۱ـ يادداشتی روی ماشين حساب او بگذاريد و بنويسيد : « می توانی هميشه روی من برای
هميشه حساب کنی »
۱۲ـ نامزدتان را بدزديد ، چشمانش را بنديد سوار اتومبيلش کنيد و دور تا دور شهر بگردانيدش تا
کاملا جهت را گم کند . سپس مقصودتان را فاش کنيد ... يک اتاق در يک هتل رمانتيک می
تواند مقصود شما باشد .... منتظر بقيه شيطنتهای عاشقانه باشيد . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 15:13 توسط لیلا |
|
چرا ميگن که عشق کور است و ديوانگي همراه اوست ؟ در زمانهاى بسيار قديم وقتى هنوز پاي بشر به زمين نرسيده بود فضيلت ها
و تباهي ها همه جا شناور بودند آنها از بي کاري خسته و کسل شده
بودند.روزي همه فضايل و تباهي ها دور هم جمع شدند خسته تر و
کسل تر از هميشه.ناگهان ذکاوت ايستاد و گفت: بياييد يک بازي بکنيم، مثلاً
قايم باشک همه از پيشنهاد او شاد شدند.ديوانگي فوراً فرياد زد:من چشم
مي گذارم از آنجايي که هيچکس نمي خواست به دنبال ديوانگي بگردد،
همه قبول کردند او چشم بگذارد ديوانگي جلوي درختي رفت و چشمانش
را بست و شروع به شمردن کرد :1، 2 ،3 لطافت خود را بر شاخ ماه آويزان
کرد،خيانت داخل انبوهي از زباله ها پنهان ....شد،اصالت در ميان ابرها پنهان
شد، هوس به مرکز زمين رفت،طمع در داخل کيسه اي که خودش دوخته
بود مخفي شد ديوانگي مشغول شمردن بود:79 ،80.همه پنهان شده بودند
به جز عشق که مردد بود و نمي توانست تصميم بگيرد جاي تعجب هم
نيست مي دانيم که پنهان کردن عشق مشکل است در همين حال ديوانگي
به پايان شمارش رسيد: 95 ،96 هنگامي که ديوانگي به 100 رسيد عشق
پريد و در بين يک بوته گل سرخ پنهان شد ديوانگي فرياد زد:دارم مي آيم
اولين کسي که پيدا کرد تنبلي بود زيرا تنبلي،تنبليش آمده بود پنهان شود
لطافت را يافت که به شاخ ماه آويزان بود،دروغ ته چاه،هوس در مرکز زمين
يکي يکي را پيدا کرد به جز عشق او از يافتن عشق نااميد شده بود
بوته گل رز است ديوانگي شاخه ي چنگگ مانندي را از درخت کند و با
شدت زياد و هيجان زيادي آن را در بوته فرو کرد دوباره،دوباره تا با صداي ناله
اي متوقف شد عشق از پشت بوته بيرون آمد با دست هايش صورت خود را
پوشانده بود و از ميان انگشت هايش قطرات خون بيرون مي زد شاخه ها
به چشمان عشق فرو رفته بودند او نمي توانست جايي را ببيند،او کور شده
بود ديوانگي گفت:من چه کردم،چه کردم چگونه مي توانم تو را درمان
کنم؟ عشق گفت:تو نمي تواني مرا درمان کني اگر مي خواهي کاري
انجام کني راهنماي من شو و از آن روز است که عشق کور است و
ديوانگي همواره همراه او
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 14:43 توسط لیلا |
|
|
اینکه "عاشق چه باشیم"اساسی ترین مسا له بشری است.
و اگر پاسخ این باشد"به هر آنچه هست عشق بورز" در می یابیم که جهان پیرامون به همین ترتیب عشق می ورزد و هیچ غشق ورزیدن دیگری نیست که جاودانه باشد یا جهان پیرامون آن را بشناسد.... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 10:20 توسط ایلناز |
|
|
اندیشیدن درباره خویشتن خویشم بدانگونه که هستم. اندیشیدن به جنبه های زشتم. اندیشیدن به جنبه های زیبایم.در شگفت شدن از آنها. چه آغازی می تواند محکم تر و استوارتر از این باشد؟ از چه چیزی می توانم رشد خود را آ غاز کنم؟ جز از خویشتن خویشم..... (ماری هاسکل) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 10:14 توسط ایلناز |
|
|
تو;روش وايستادي وداري با تمام وجودت خداتو فرياد مي زني :
گذاشتي;خيس شدي و مي خواي خودتو خيس تر از اينا خيس چه.....
كنه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 10:2 توسط ایلناز |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 9:35 توسط ایلناز |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 8:56 توسط ایلناز |
|
اسم تو گذاشتم گل ترسیدم پژمرده بشی گذاشتم خورشید ترسیدم غروب کنی گذاشتم جونم که اگه خدای نکرده رفتی منم برم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 23:59 توسط شیوا |
|
روزها یی را که تنها بو دی فراموش کن
اما هرگز لبخند شیرین دوستا نت را فراموش نکن
روزهای ابریت را فراموش کن
اما هرگز ساعت آفتا بیت را فراموش نکن
چیزهایی که به آنها نرسیدی فراموش کن
اما هرگز رویاهایت را فراموش نکن
شکست هایت را فراموش کن
اما هرگزپیروزی هایت را فراموش نکن
اشتبا هایت را فراموش کن
اما هرگز درسهایی که آموختی فراموش نکن. تقدیم به همه بروبچه های با صفا |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 23:24 توسط لیلا |
|
|
برای دوستی که با نام یک دوست (در بخش نظرخواهی 7گام رسیدن به اعتماد به نفس)
خودشان را به ما معرفی کرده بودند: بی شک همه ی ما میدانیم که دوستی هزارا ن اصل دارد نه 7 ا صل ولی چون این دوست عزیز 7 ا صل را پرسیده بودند فعلا به همین 7 ا صل اکتفا می کنیم : مشخصات یک دوست خوب: 1. تو را همان گونه که هستی می پذیرد. 2. وجود او حال و هوای تو را تغییر می دهد. 3. وقتی که نیاز به شنیدن حقیقت دارید آن را برایتان بازگو می کند. 4. برایت ارزش قائل است . 5. چیزهای خوبی درباره ی تو می گوید. 6. تو را دوست دارد برای آنچه که هستی. 7.از خطا یت چشم می پوشد. و مهمتر از همه نمک را خورده نمکدان را نمی شکند. شما که خود را یک دوست معرفی کرده اید دا رای این خصوصیا ت هستید ؟؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 5:13 توسط زهره |
|
|
مشیری |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 15:10 توسط زهره |
|
|
7 گام برای رسیدن به اعتماد به نفس : 1.به اولین باری که کاری را انجام داده اید فکر کنید. 2.کارهایی را انجام دهید که به تعویق انداخته اید. 3.به کارهایی بپردازید که در آن مهارت دارید و آ نها را خوب انجام میدهید. 4.به خودتان فکر نکنید. 5.آرام باشید. 6.به چیزهایی که به دست آورده اید فکر کنید. 7.به خاطر داشته باشید که میتولنید اشتباه کنید. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت 17:36 توسط سولماز |
|
|
عشق به تعبیر افلاطون میل و جنبش به سوی یکی شدن عشق نامیده میشود. عشق چیز پاک و مقد سی است.وقتی عاشقی هیچ چیز برایت اهمیت ندارد جز معشوق..
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت 17:18 توسط زهره |
|
|
انسان می تواند بی انکه انسان بزرگی باشد
انساني آزاده باشد اما هيچ انساني نمي نواند بي انكه ازاد باشد انسان بزرگي باشد جبران |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 12:37 توسط ایلناز |
|
|
اگر بگذاري ترک کوچکي ايجاد شود که فقط باريکه آبي از آن بگذرد.اندک اندک تمام ديواره را فرو مي ريزد و لحظه اي مي رسد که در آن هيچ کس ديگر نمي تواند جلوي جريان آب را بگيرد . اگر ديواره ها فرو بريزند،عشق همه چيز را در اختيار مي گيرد، ديگر برايش مهم نيست که ممکن چيست و نا ممکن چيست . برايش مهم نيست که مي توانيم معشوقمان را کنار خود داشته باشيم يا نه ، عشق يعني اختيار از کف دادن. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 11:10 توسط لیلا |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 0:48 توسط سولماز |
|
|
واین داستانی هزاران ساله است که از ماهیگیران شنیده ام.
زیبای وحشی... زن: سحر, چون می روی درکام امواج. کند تاب مرا,هجر تو تاراج. ماهیگیر:منم یک مرد ماهیگیر ساده, خدا نان مرا در آب داده! زن:تو را دریا فرو کوبیده,صد بار ازین زیبای وحشی دست بردار! ماهیگیر:جو می خواندم این امواج از دور; همه عشقم ,همه شوقم ,همه شور. زن:فریبش را نخور ای مرد,زین بیش,
به گردابش,به توفانش بیندیش! ماهیگیر:نمی ترسم,نمی پرهیزم از کار, به امیدتو,می آیم دگر بار! زن:اگر ازجان نمی ترسی درین راه, بیاور گوهری,رخشنده,جون ماه. بشوی از خانه ات فقر وسیاهی که مروارید نیکوتر ز ماهی! ماهیگیر:زعشقم گوهری تابنده تر نیست. سزاوار تو زین خوش تر گهر نیست. ولیکن تا نباشم شرمسارت; فروزان گوهری آرم,نثارت! زنی خاموش, در ساحل نشسته. به آن زیبای وحشی چشم بسته. بر او هر روز چون سالی گذشته ست. هنوز آن مرد عاشق برنگشته ست! نه تنها گوهری در دام ننشست, که عشقی پاک گوهر رفت از دست! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 0:28 توسط زهره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره نانازها |
دل من دیر زمانیست که می پندارد :
دوستی نیز گلی است مثل نیلوفر وناز ساقه ی ترد وظریفی دارد بی گمان سنگ دل است آن که روا می دارد جان این ساقه ی نازک را _دانسته_ بیازارد! |
| یادش بخیر |
|
مرداد 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
| نویسندگان ناناز |
|
زهره لیلا سولماز شیوا ایلناز تامای سمیرا |
| دوستان ناز ما |
|
محله ی شلوغ زمزمه های دلتنگی عشق من مرد من شرح پریشانی دوست دارم نسیم عشق خالی از نقدم... اشکهای شبونه مسافر سلام گل به تو ای گل نشونم Princess of Daknessr |
|
RSS
|

